تبلیغات
قاب ذهن - نیست در شهر نگاری...

نیست در شهر نگاری...

نویسنده :سفیر صلح
تاریخ:دوشنبه 4 بهمن 1395-10:18 ب.ظ

نمیدونم!

واقعا نمیدونم چرا اینقدر سخته یکی رو بخوای به عنوان شریک زندگیت انتخاب کنی!یکی که با بیشتر معیارها و اون تصویر ذهنی که تو ذهنت داری منطبق باشه!

موندیم والا!

بدبختی اینه که هیچکی رو هم نشون نکردم و در نظر ندارم!

الان روزگار از هرکی بپرسی حتما یکی دوتا رو برا خودشون نشون کردن!نمیدونم چرا تو این زمینه یه اسکل به تمام معنام!

آخه اینم شد کار! همه رو به چشم خواهری دیدم و همه هم پر کشیدن رفتن!

یعنی عین این فیلم هندیا هم برا من اتفاق نمیفته,یکی رو یه کوچولو زخمی کنم و بعد عشق در یک نگاه و بعد یه زندگی گل و بلبلی!

فکرشو که میکنم با خودم میگم من که شانس ندارم و میزنم عشق آینده رو کلا زیر میگیرم و خدابیامرزش میکنم و یه دیه درست و حسابی هم میفته گردن من خوش شانس!

هندی نخواستیم ,ریسکش بالاست!

از شوخی بگذریم انتخاب این موردی خیلی سخته.

جا داره بگم خوش به حال شمایی که یکی رو داری و اون یکی تورو داره!

یه زمانی با یکی دوست شده بودم(یادش بخیر)بچه کرمان بود,دختر خوبی هم بود اما قرارمون فقط یه دوستی ساده بود,ازدواجمون هم که بنا به دلایلی منطقی به نظر نمیومد,تصمیم بر این شد خداحافظی کنیم تا ابد و من هم تصمیم گرفتم تا همسر آینده با کسی پیمان دوستی این مدلی نبندم و نبستم تا همین الان!

این شد که مغز و دل تنهای من بهم گفتن: پیر پسر برو به فکر یکی باش,دوستات یکی یکی دارن میرن خونه بخت,فردا کسی نیست بری باهاش مجردی دور دور!

دیدم راست میگن این مغز و دلم!بهتره گوش فرا بدهم به پند این دو دوست!

آره خواننده گرامی , برو تا میتونی ده بیست نفری برا خودت نشون کن تا فردا مثل من تو انتخابت به مشگل نخوری!

اینکه میگن نیست در شهر نگاری که دل ما را ببرد وصف خود منه!

بیشتر از این وقت گرانبهاتونُ نمیگیرم,تا بعد

یاعلی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo