تبلیغات
قاب ذهن - خدمت یا معافی؟مسئله اینست!

خدمت یا معافی؟مسئله اینست!

نویسنده :سفیر صلح
تاریخ:چهارشنبه 10 مهر 1392-01:58 ب.ظ


خدمت سربازی تقریبا برای اکثر ما پسرها شبیه یه کابوسه!برای بعضی ها تفریح و برای بعضی ها هم اصلا فرقی نداره ولی اکثرا اونو به شکل کابوس میبینن.
حدود یکی دو ماه پیش که درسم تموم شد به فکر خدمت اجباری سربازی افتادم.شرایطم جوری بود که هم میتونستم سربازی برم و هم میتونستم گزینه ی معافی رو داشته باشم.البته معافی پزشکی.
از اونجایی که با داشتن معافی پزشکی کار پیدا کردن برام خیلی سخت میشد به فکرم میزد که برم خدمت.ولی همه ی افرادی که خدمت رفته بودن بهم میگفتن مگه دیوونه ای؟برو معافی بگیر حالشو ببر.
خلاصه بین دوراهی عجیبی مونده بودم!
برم؟ یا نرم؟ مسئله همین بود!
با رفتنم به خدمت باید دو سال از زندگی و کار عقب میموندم و از طرفی با گرفتن معافی باید قید بعضی از کارها و استخدامی ها رو میزدم.
تصمیم گرفتم با استخاره از این دوراهی نجات پیدا کنم , شاید خدا کمکم میکرد!
آقا استخاره گرفتیم دیدیم با رفتن به خدمت بدجوری بد در میاد!!!
بعد از این استخاره بود که رفتم سراغ کارهای معافی و یقین داشتم که معاف از خدمت میشم.همه ی کارها و مقدمات برای معافی رو انجام دادم.
اما نمی دونم چرا دوبار خواب دیدم سرباز نیروی انتظامی شدم!!!؟؟
با خودم گفتم حتما از اون خواب های چپکیه که تعبیر نداره.
آقا جونم برات بگه قضیه ی پرونده یی که برای معافی فرستاده بودم امروز جوابش اومد!با اعتماد بنفس کامل بین بچه هایی که مثل من یه مشکلی داشتن صحبت میکردم و میگفتم من که معافم ایشالله شما هم معاف میشید.دم در نظام وظیفه بودیم که جناب سروان دونه دونه از ماهارو اسم میخوند و پزشکای حاضر در کمیسیون نظر قطعی رو میدادن.یکی دوتا معاف شدن بعضی ها هم نه!
آخرین نفر من بودم , اسممو خوند و سریع رفتم تو. آقایان دکتر پرونده رو باز کردن و یه نگاه به پرونده ی من و یه نگاه به من و  یه نگاه هم به دستورالعمل معافیت مینداختن!!
نمیدونم چرا اون لحظه خندم میگرفت؟؟!
موردم طوری بود که هم معاف میشدم و هم نمیشدم!!!!
هیچی دیگه آقایون پزشک برام نوشتن معاف از خدمت ولی جناب سروان گفتن احتمال داره معاف نشی , شایدم بشی , شایدم استان بخوان ببیننت!!
نهایت کار جناب سروان گفت فعلا برو و شنبه صبح بیا اینجا تا بهت بگیم چی کار کنی!
اومدم بیرون با خودم گفتم یعنی ممکنه معاف نشم؟! یعنی خوابی که دیدم الکی نبود!!؟
هنوز معلوم نیست,باید دید خدا چی میخواد!یا سربازی یا معافی!
اما یه چیزی که هست اینه که ته دلم میخواست برم خدمت!
از وقتی تو روزنامه ها دارم دنبال کار میگردم و شرایط استخدامی رو نگاه میکنم , میبینم به معافیت پزشکی زیاد کار نمیدن و در اصل معافیت پزشکی برام یه مانع بزرگ میشه.
دیگه توکل کرده بودم به خدا و همچنان بهش ایمان دارم.ته کار نمیدونم چی میشه!اما به نظرم باید جالب تموم بشه.
ایشالله شنبه اگه وقت شد براتون مینویسم.
فعلا خداحافظی میکنم.
به قول مجری ها تا درودی دیگر , بدرود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
پنجشنبه 18 مهر 1392 10:24 ق.ظ
ببخشید منظورم در نظر قبلی مشکلی نداشته باشه بود
فاطمه
چهارشنبه 10 مهر 1392 07:13 ب.ظ
شب ها فانوس دلت را روشن بگذار
تا فرشتگان راه کلبه پاکی را گم نکنند...
پاسخ سفیر صلح : سرشار از احساس و جالب.
فاطمه
چهارشنبه 10 مهر 1392 07:12 ب.ظ
به سلامتی دلم که برای کسی دلتنگ شده
که حتی روحش هم از این دلتنگی خبر نداره
پاسخ سفیر صلح :
امیر
چهارشنبه 10 مهر 1392 04:27 ب.ظ
سلام

خدمت رفتن همچین عقب افتادن از زندگی نیستا یعنی خیلی چیزا از خدمت یاد می گیری و بهترین خاطرات جوونیت همون خدمته ولی خوب 2 سال الکی نیست

فکر نکنم برای شغلی که در آینده انشاالله خواهی داشت مشکلی داشته باشه این موضوع معافی پزشکی.

یعنی غمت نباشه معاف شدی حال می کنی و کار هم پیدا می کنی، معاف نشدی یه عالمه خاطره خوش در انتظارت هست که بازم حال می کنی.
پاسخ سفیر صلح : سلام رفیق.از اینکه میای بهم سر میزنی خوشحالم میکنی.
در مورد تجربه ها و خاطرات خدمت راست میگی.برا خودش یه زندگیه!
ایشالله کار گرفتم در جریان میزارمتون
البته اگه پیدا کنم!!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo