تبلیغات
قاب ذهن - یادمان نرود! ما همه انسانیم!!!

یادمان نرود! ما همه انسانیم!!!

نویسنده :سفیر صلح
تاریخ:جمعه 15 شهریور 1392-06:36 ب.ظ


این روزها همه درگیر مسائل مختلف هستیم.
هر کسی , هر جایی , حرفی برای گفتن دارد , اما کم است حرفی از انسانیت!
درد همه از وضعیت اقتصادی ست! از بیکاریست! از نرخ بنزین و صد جور مسئله ی مبهم که روزی میگذرد , اما نمیدانم چرا کمتر حرفی از انسان بودن در میان است؟؟؟! چرا کمترند افرادی که زجر میکشند از دوری این همه دل , این همه نگاه؟!
بد نیست این را از سهراب داشته باشید:

من به آمار زمین مشکوکم تو چطــــــــــور؟

اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت

پس چرا این همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟

بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست

چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند

همه در جمع ولی تنهاینـــــــــــــــــــــــــــــد

من که در تردیدم تو چطور؟

باور کنید نمیشود کوتاه آمد و به خود بگوییم بعدا میشود از انسان و آدمیت حرف زد , یقین داشته باشید کم کاری در این امر ما را , هم عصر حیوانات میکند با این تفاوت که ما از واقعیتی به نام تکنولوژِی استفاده میکنیم!
واقعیتی که با آمدنش حقایق گذشته را به خاطره تبدیل کرد!!
یادش بخیر , شبهای تابستان چه صفایی داشت , همسایه ای بود و دو تا زوج و یکی دوجین بچه که رو دوش و کول هم میپریدند و شبهای بلند تابستان که خاطره و لبخند و خوبی و خوشی چاشنی این شبهای گرم میشد.
کولر کجا بود؟ماهواره ی ما یه آنتن آلومنیومی بزرگ بود که با 10 20 متر کابل , میله و پایه هایش را بسته بودند تا زمانی که باد و باران میزند کانالهایمان برفکی نشود! هه هه هه...     در دلم خنده ام میگیرد وقتی یاد آن همه برفک میفتم.
از موبایل و تلفن نگویید که دلم از وجودشان خوش نیست , هر چند کمک بزرگی به بشریت کردند اما باعث شدند نعمت دیدن لبخند و چهره های بشاش و آغوش های گرم از ماها دریغ شود و به جایش صدایی دیجیتالی جا خوش کند !!!
چه میشه کرد وقتی  هر چیز نوعی به جامعه ی انسانی ما وارد میشود , در مقابل یک فرهنگ یا سنت را بیرون یا حتی نابود میکند!
دقت کنید به این دو مسئله ی همیشگی در بحثهای ما :
حرفهای سیاسی میزنیم و کلی ادعایمان هم میشود و با دوست و خانواده و فامیل هم  بحث میکنیم , نتیجه ی این تازه وارد یک شکاف در میان دوستان و آشنایان و دلگیری از هم است.
حرف از مسائل اقتصادی میزنیم و کنار هم ناله میکنیم و در دل خودمان میگوییم کاش فلانی امشب منزل ما مهمان نشود در حالی که یادمان رفت ماهایی که مسلمانیم خدایمان چه سفارشی در مورد مهمان کرده. واین مسئله هم با آمدنش پلهای ارتباطی مابین انسانها را ویران کرده.
خلاصه کلی حرف در مورد هر پیامدی میزنیم الی اینکه چرا رنگ انسانیت و آدمیت اینقدر کمرنگ شده؟
شاید زمانی که دو خانواده با هم یادی از گذشته میکنند شنیده باشید , تا از قدیم صحبت میشود اولین نشانه ی انسانیت , لبخند در چهره هاشان نقش میبندد و بعد از آن یک افسوس!!!
در گذشته ما انسان نما ها خیلی رنگ و بوی آدمیت داشتیم , میدانید چرا , لازم نیست نام بببرم و یادآوری کنم اما کاش میشد در خلوت هایمان که کلی بحث های بی ربط میکنیم یک بار هم دلیل کمرنگی صفا و دوستی در بین خودمان را از هم جویا شویم.
سعدی بزرگ شعر جالبی دارد که همه ی ماها شنیده ایم:

بنی آدم اعضای یکدیگرند          که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار       دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی      نشاید که نامت نهند آدمی

فکر میکنم اگر سعدی هم عصر ما بود الان نظر دیگری داشت!!

پاراگراف پایانی :
همدیگر را در یابیم , جویای احوال هم باشیم , دیدار را بر تلفن ترجیح دهیم , سایه ی مسائل ناچیز و بی اهمیت را بر سرمان کنار بزنیم و اجازه بدهیم افتاب به زندگی مان دوباره بتابد ,
و از همه مهمتر خدا را همیشه همراه خود بدانیم.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo